ஜ..ღ رویـــــــــــــــای تازه ღ..ஜ

صبح که بیدار شدم با قابلمه حلیم خواهرم روبرو شدم..... به شوقه حلیم بیدار شدم از جام..... وااای چقدر چسبید.... عاشقه حلیمم برعکسه امید...

آماده شدم و اومدم بیرون..... داشتم بال در می یاوردم... سرد و آفتابی... دلم قیلی ویلی رفت .... دلم می خواست فقط قدم بزن.... قدم بزنم وقدم بزنم...... برم و ندونم کجا می خوام برم.... اینقدر راه برم که خسته شم.... مثه دورانه دانشجوئی.... تنهایی یه مسافته خیلی طولانی رو می رفتم و فکر می کردم..... تنهای تنها.....

دوست داشتم ورزش کنم و نفسه عمیق بکشم و هوای سرد بره تو ششهامو و غمهامو بدم بیرون.............

هوای یه بوی خوب داشت....

آره هر وقت غمگینم دوست دارم راه برم والا روزهای عادی که اینقدر تنبلم که فقط آژانس....

هر وقت دلم گرفته دوست دارم راه برم و فکر کنم و تمرکزم برگرده... ولی ... ولی با این دنیای ماشینیه مزخرف مگه می شه... از تهران بدم  می یاد.... بیشتر وقتها  صبحها برجه میلادو جوری نگاه می کنم که انگاری می خوام عکس بگیرم و تو مدلهای مختلف می ذارم تو قابه نگاهم... امروز ولی نه ... از برجه میلادم بدم اومد....

دیگه دوست ندارم بیام سره کار.... محیطه کارمو دوست ندارم ولی دیگه اینقدر اعتماد به نفس ندارم که حتی فکره تغییره کارم هم ندارم.... چی بودمو چی شدم........

دلم جنگل می خواد .... پره برگای زرد و قهوه ای ..... صدای کلاغا از دور بیاد و آتیش کنم و بشیینم کنار آتیش..... دوست ندارم تنها باشم.... یه دوست هم کنارم باشه.... برم زیره باله دستاش.... اونقدر گرم باشه که دلم بخواد تا آخره عمر همونجا بشینیم....  صدای کلاغای خوش خبر هم بیاد....

یعنی می شه...

اونجا اگه نشد .... برم کنار یه رودخونه کناراش پره درخت باشه ... درختای لخت.... فقط صدای رودخونه بیاد و دیگه هیچی..... روی یه صخره بشینم و باز هم تنها نباشم .... یه پتوی یه نفره باشه و دو نفر زیرش..... پتو رو بکشیم تا گردن و زیره پتو دستهامونو محکم بگیریم و دلم نخواد هوا گرم بشه..... دلم بخواد تا آخره عمر همونجا بشینیم.....

واقعا الان تو رویام همین جا بودم... این همکاره مسخرم که اومد پرید همه چی........

الان پشته کامپیوترم و پرونده های عقب موندم زیره دستمه و به سختی دارم تایپ می کنم ولی نوشتم .... یادم باشه  که حداقل آرزو و رویاهم چه کوچیک بودن و نرسیدم... هیچ کس کمک نکرد که برسم ... نه خودم نه بقیه ....


ارسال شده در تاریخ : ۱۳۸۸/٩/۳ :: ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ :: توسط : رویا
موضوعات
 
صفحات وبلاگ
نويسندگان
RSS Feed